ناصر الدين منشى كرمانى
62
سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى )
و ديدهبانان را كه بر راه بودند كشتند و در ماهان كه پنج فرسنگى شهرست نهب و غارت كردند و وقت اداء نماز جمعه هجوم نمودند و فى الحال باز حومه مراجعت كرد و خلق كرمان به شهر تحصن جستند و سه ديگر روز عساكر ياغى بعمرانات شهر تعبيه كرده و ساخته بدروازهها رسيدند و محاربه از طرفين قائم شد و چون متانت قلعه و عمق خندق و و حصانت بارو و قوت بازوى مردم شهر مشاهده كردند از استخلاص نوميد گشته اطراف را تاراج كردند و بازگشتند و درين زمستان بوقاچينگسانگ را بياسارسانيدند و در اوايل تابستان امير نوروز در خراسان ياغى شد و امير طوغان با لشكر بخراسان رفت و بىبى تركان با امير طغاجار و ديگر امرا عرضه داشت كه سيورغتمش با بوقاهم كنكاج و متفق بوده است و انديشهء استيصال و قصد او كردند . در اثناى آن حال بىبى تركان در تبريز بر مفاجا و علت سكته درگذشت و مشارع ملكهء جلالى بوفات او از قاذورات پريشانى مصفى گشت . بذا قضت الأيام ما بين اهلها * مصائب قوم عند قوم فوائد و نصرة الدين يولكشاه و غياث الدين سيوكشاه با سلطان سيورغتمش از در اخلاص و صلح در آمدند و باعتذار و استغفار قواعد مصافاة را ممهد گردانيد و قلعهء سيرجان را بعد از آنكه دو سال محاصره كردند مفتوح شد و در اين وقت ارغون خان بتربيت امير اردوقيا سعد الدوله را وزيرى ممكن معتبر گردانيد و او چون از اسلام بيگانه بود و بقتل بزرگان دين و دولت مبالات ننمود و بر اكابر ملك و ملت ابقا نكرد انتقام او اهل اسلام را شمشيرى بود زهرآلود ، در آن عهد صولت و قصد او چون نهيب قضا آمد كه آن را دافعى و مانعى نباشد و شرذمهء از صناديد مسلمانان به قصد او فرو شدند . و درين سال پادشاه خاتون از روم تجديد عهد ملاقات را با ارغون خان اولا و انتزاع سيرجان را از دست تصرف سيورغتمش سلطان ثانيا بتبريز رسيد و ارغون خان مورد و مقدم او را باجلال و اعظم و اعزاز و اكرام تمام تلقى فرمود و در قصد سيورغتمش سلطان با سعد الدولهء وزير مشاورت كرد و باستدعاء او ايلچيان روانه شدند و او در توجه ببندگى تعلل و تقاعد مىنمود و حكم يرليغ نافذ شد كه سيورغتمش سلطان سيرجان و قلعه را بامير قهنام از ملوك همدان سپارد و به تصرف او باز گذارد و پادشاه خاتون برادر زادهء خود را قطب الدين طغى شاه پسر حجاج سلطان با احكام مشتمل بر اهتمام و تصرف املاك خاص خود بكرمان روانه گردانيد و عنان مراجعت باز ممالك روم معطوف فرمود و در ربيع الأول سنهء تسعين و ستمائه ارغون خان سرير جهاندارى را از فروغ طلعت خورشيدآسا و فر صورت ماه سيما عاطل گذاشت و لشكرهاى ياغى عدد الرمل